الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
372
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) سپس در مورد وليد و پنج نفر از همراهانش به طور خاص آيه نازل شد : « إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » ؛ و شايد كه ساير هفده نفرى كه محمد بن ثور در تفسيرش به نقل از ابن عباس و ابن جبير - بنابر روايت ابن شهر آشوب - شمرده است ، استهزا كنندگان و مقتسمين با هم باشند . كسانى كه طبرسى به نقل از ابن عباس نقل كرده است كه آنها شانزده نفر بودند كه وليد آنها را به سوى ورودىهاى مكه فرستاد ؛ كه با او هفده نفر مىشوند و عذاب سه نفر از آنها به غير از استهزا كنندگان را ذكر مىكند ، و عذاب بقيه را به طور اجمال بيان مىكند . ( 2 ) موسم حج - چنان كه ملاحظه كرديد - در هر دو امر ذكر شده است ، هم در قضيهء استهزا كنندگان و هم مقتسمين ، بدون اين كه تفاوتى بين آنها باشد كه مانع از حمل آنها بر ظاهرشان گردد مبنى بر اين كه اين قضايا بعد از اعلان دعوت عمومى بوده است . پس اگر جريان طبيعى امر اقتضا كند كه فاصلهء زمانى طولانىتر از يك موسم در بين اين دو امر باشد - چنان كه ظاهر حال همين است - پس احتمال دارد كه اقتسام ( تقسيم شدن براى ايستادن بر سر راههاى ورودى مكه ) در موسم اول بوده است و سپس متوجه اختلاف آراء و اقوالشان در مورد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و قرآن شدهاند و سعى كردهاند كه در آراء و اقوالشان در موسم دوّم وحدت ايجاد كنند . و آنچه كه در مورد وليد و استهزا كنندگان و مقتسمين در دو سورهء حجر و مدّثّر آمده است در موسم دوم و بعد از اعلان دعوت عمومى بوده است نه موسم اوّل . ( 3 ) آنچه از قرآن كه قبل از آيهء « فَاصْدَعْ » نازل شده است بايد در حوادثى كه گذشت و در قرآن بدانها اشاره شده است دقت كنيم ؛ آنجا كه مىفرمايد : « كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ » « 1 » ؛ همان گونه كه بر قسمت كنندگان نازل كرديم . همان كسانى كه قرآن را تقسيم كردند ، و يا مىفرمايد : « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » « 2 » آنچه را كه مأموريت دارى آشكارا ابلاغ كن و از مشركان روى بگردان . ما شرّ مسخره كنندگان را از تو دفع خواهيم كرد . و آيات آخر سورهء حجر كه پنجاه و چهارمين سورهء قرآن در ترتيب نزول مىباشد « 3 » و در آن به مطالبى كه جزء
--> ( 1 ) . حجر ( 5 ) ، 90 - 91 . ( 2 ) . همان ، 94 - 95 . ( 3 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 105 و تلخيص آن ، ج 1 ، ص 98 .